مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
89
محاسن اصفهان ( فارسى )
و از جملهء محاسن آن ، دو مسجد آدينه ، يكى مسجد عتيق بزرگ كه بنو تيم عرب طهران ، اصل قديم آن را وضع كرده بودند ، بعد از آن ، چون نفس شهر ، صورت اتساع ، و مجال فضاء يافت ، به سبب اضافت ديههاى پانزدهگانه با آن ، خصيب بن سلم بقعهاى كه معروف است به « خصيب آباد » با آن انضمام داده ، داخل گرفت . بعد از آن ، در روزگار معتصم خليفه ، در سال دويست و بيست و شش هجرى از آن بگردانيدند ، پس از آن ، در عهد خلافت مقتدر ابو علىّ بن رستم آن را به زيادت كرد ، چنانكه چهار خانه شد ، هر حدّى از آن ، مماس رواقى ، و هر رواقى ملاصق بازارى بزرگ ، نزديك به كوچهها و دربها . و چنان استماع افتاده است كه موضع سقايهء آن ، خانهء جهودى بود ، چندانكه مال بسيار ، و خواستهء بىشمار ، و نفائس مرغوب ، و رغائب نفيس ، بر وى عرضه مىكردند ، و او را در آن ترغيب مىنمودند ، از ببع آن ابا مىنمود ، تا غايتى كه جهت ازاحت علّت ، و استنزال ملّت او در آن عضاضت اجاج ، و تمادى اعوجاج كه كنايت است از ستيزگى و خيرگى و پيشانى ، بهاى آن را اصغاف مضاعف گردانيدند ، همچنان راضى نمىشد ، زمين آن خانه را به درم و دينار ، پوشانيده پر كردند ، براى استخلاص آن جهت مسجد ، و انخراط در سلك آن ، او را فريفته ، از دست تصرّف ، انتزاع كردند ، و جمعى گفتند : اين خانه واقع بود بر بقعهء خصيبآباد . خصيب ، آن را بر وجه مذكور ، در سلك ابتياع كشيد ، و از هنگام تملّك ، باز از صحن او ، طنين تهليل و تحميد ، و حنين تسبيح و تمجيد ، به گوش كرّوبيان مىرسيد ، و در هر نمازى از نمازهاى پنجگانه ، كمتر از پنج هزار مرد ، صف نبستى ، و هر ستونى از او مستند شيخى بودى ، مزيّن و آراسته ، و محلّى و پيراسته به نظارت مناظرهء فقها ، و حليهء مطارحهء علما ، و جلادت مجادلهء متكلّمان ، و صحّت نصيحت واعظان ، و جريان مجازات صوفيان ، و بشارت اشارت عارفان ، و زينت ملازمت معتكفان . و جماعتى تمام از اهل اصفهان ، جهت استفادهء رياضت نفس ، به زانوى ادب در آمده ، حلقهء درس او در گوش هوش مىكشيدندى ، تا غايتى كه متّصل مىشد بدان ، و منضمّ و